خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
317
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
الف - متصلات : هرگاه قياس استثنايى متشكل از متصلهء لزومى كلى باشد ، اين متصلهء لزومى كلى يا موجبه است يا سالبه . اگر موجبه باشد ، با استثنايى عين مقدم ، نتيجه عين تالى خواهد بود و با استثناى نقيض تالى ، نتيجه نقيض مقدم است ، مانند اگر زيد كاتب است ، بيدار است و ليكن كاتب است ، پس بيدار است ، يا و ليكن بيدار نيست پس كاتب نيست . اما با استثناى نقيض مقدم و عين تالى هيچ نتيجهاى به دست نمىآيد . چنانكه اگر بگوييم : كاتب نيست يا بيدار است ، هيچچيزى لازم نمىآيد . بنابراين از چهار استثنايى كه ممكن است ، فقط دو استثنا منتج و دو ديگر عقيم هستند ، مگر آنكه لزوم آن از طرفين باشد . در آنجا استثناى عين در هردو جزء ، منتج نقيض جزء ديگر بوده ، استثناى نقيض هردو جزء ، باعث انتاج عين جزء ديگر است . ولى چنانكه گفتهايم ، در آنجا در حقيقت دو لزوم است . اين قياس كامل و بىنياز از بيان است . اگر قضيهء متصلهء لزومى سالبه باشد ، با استثناى عين هردو جزء ، نتيجه نقيض جزء ديگر خواهد بود ، مانند چنين نيست كه اگر زيد كاتب است ، خفته است ، و ليكن كاتب است ، پس خفته نيست . يا و ليكن خفته است پس كاتب نيست . اما با استثناى نقيض ، نتيجهاى به دست نمىآيد . زيرا اگر بگوييم كاتب نيست يا خفته نيست ، چيزى لازم نمىآيد . بيان اين انتاج از راه رد سالبه به يك موجبهء لزومى كه متلازم آن سالبه است ، خواهد بود و آن اينكه : « هرگاه زيد كاتب باشد ، خفته نيست » ، آنگاه با استثناى عين مقدم ، نتيجه تالى بوده ، با استثناى نقيض تالى ، عين مقدم نتيجه خواهد بود . اما اينكه متصلات جزئى يا اتفاقى نمىتواند منتج باشد ، ظاهر است . ب - منفصلات : هرگاه مقدمات ، منفصلهء حقيقى كلى موجبه باشد ، با استثناى عين هر جزئى نقيض ديگر جزء نتيجه مىدهد و با استثناى نقيض هر جزئى عين ديگر نتيجه خواهد بود . مثال : اين عدد يا زوج است يا فرد ، ليكن زوج است پس فرد نيست يا ليكن فرد است پس زوج نيست ، يا ليكن زوج نيست پس فرد است ، يا ليكن فرد نيست ، پس زوج است . در اين صورت ، هر چهار استثنا ممكن منتج است . اگر منفصله كثير الاجزاء باشد ، در صورتى كه عين بعض اجزا استثناء شود ، نقيض باقى اجزا اثبات مىشود و با استثناى نقيض بعضى اجزا نتيجه ثبوت حكم در باقى اجزا